شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۵ - بحرالاسرار

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشعل خورشید کز نورش جهان را زیور استچند باشی گرم در چهرش که طشت آذر است
۲
داغها دارد فلک بر سینه از مهر رخشپینه های داغ باشد آن که گویی اختر است
۳
تا زداید زنگ از آیینه چرخ کبودماه نو هر ماه همچون صیقل روشنگر است
۴
مهربانی می نماید آفتاب اما چه سودنوعروسی را که روی خوب زیر چادر است
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth