شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۴ - در حماسه و نکوهش زمامداران ایران هنگام توپ بستن سپاهیان تزاری روس به بارگاه امام هشتم فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به دارالملک عزلت گشته‌ام فرمانرواتاج فقرم ساخت بر تخت قناعت پادشا
۲
آستین افشاندم از گرد علایق آشکارتا زدم مردانه بر مُلک دو عالم پشت پا
۳
شد دلم آیینه‌ای اسکندری زآن دم که ساختجان پاکم چون خضر در آب حیوان آشنا
۴
آن سلیمانم که نی دیوم برد انگشترینی ز آصف خواست خواهم تخت بلقیس از سبا
صفحهٔ ۱ از ۳۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth