خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۸ - در ستایش امیر نظام گروسی فرماید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو در خواب شد دیده پاسبانهانوای درای آمد از کاروانها
۲
به محمل گزیدند جا خوبرویانبه تنها دمیدند گفتی روانها
۳
سمنسینگان توأم اندر کژابهچنان زهره و مشتری را قرانها
۴
بتان پریچهره بر بیسراکانچو اقمار تابنده بر آسمانها
صفحهٔ ۱ از ۲۷