خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۲۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاد فی الطنبور اخری نغمه یعنی ز نومردم تبریز لحنی ساختند اندر رباب
۲
چند تن اهریمن آسا در لباس مردمانکادمی صورت بدند اما بسیرت چون دواب
۳
قحط نان را کرده دستاویز از بی دانشیاز بزرگان قدر بردند از کریمان فرو آب
۴
از جوان و پیر و مرد و زن به بازار آمدندهمچو سیل از کوهساران یا چو باران از سحاب
صفحهٔ ۱ از ۳۳