شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۲۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گویند فریدون چو شدش کار جهان راستآهنگ طرب کرد و به کف ساغر می خواست
۲
با ناز به کاخ آمد و بر تخت فراشُدبا کبر در ایوان شد و بر مسند بنشاست
۳
برخواند امیران را هر جا ز که و مهبنشاند وزیران را هر سو ز چپ و راست
۴
آن رسم کز او مانده به جاوید به پا داشتوآن جشن که آن را سده خوانند بیاراست
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth