شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۶۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بخت خفت و قضا چیره تیره شد اخترزبون و زرد شود آب فضل و برگ هنر
۲
همی گذارد دانا برون ز حکمت پایهمی فرازد عاقل جدا ز فکرت سر
۳
شناخت نتوان با دیده گوسپند ز گرگتمیز ندهد با ذوق حنظل از شکر
۴
زیان شمارد آن را که هست یکسره سودبه نفع داند آنرا که شد تمام ضرر
صفحهٔ ۱ از ۵۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth