خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۷۱ - این چند بیت از آخر یک قصیده بدست آمد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگین خاتم جم داشت لعل فرخ توسزای دست همایون شه بد آن گوهر
۲
ازین قبل ز پی بوسه بر لب تو نهادبلند دست خود آن شهریار نام آور
۳
شنیده ام که چو آن لعل گوهرآگین یافتدرون لجه دریای دست شاه گذر
۴
دو آبشار ز چشم تو اندران دریاچو زنده رود روان شد همی ز لؤلؤتر
صفحهٔ ۱ از ۳