خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۷۹ - برسم مطایبه خطاب بوزیر عدلیه وقت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد پا مربنده ات را ساخت بیحال ای وزیرگوشمالم داد و از غم کرد پامال ای وزیر
۲
پیکرم از بهر مشق این طبیبان شد چو آنلوح سیمین کز برای مشق اطفال ای وزیر
۳
گشته انگشتان پایم از ورم سخت و سطبرچون قضیب نو بلوغان گاه انزال ای وزیر
۴
بسکه از انژکسیون خستند جانم روز و شبساق و رانم شد مشبک همچو غربال ای وزیر
صفحهٔ ۱ از ۷