خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۸۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می طهور نیاید مرا به کار امروزکه باده خوردهام از دست آن نگار امروز
۲
به جای برف هما گو پراکند الماسکه بزم ما ز رخ دوست شد بهار امروز
۳
به پشت گاو نهادند رخت زهد و شدندسبوکشان به خر خویشتن سوار امروز
۴
ز فرقت رمضان خون گریست دیدهٔ بطچنان که بربط نالیده زارزار امروز
صفحهٔ ۱ از ۵