شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۸۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه من که خورشید گردون غلامشبگل پای سرو اندرون از خرامش
۲
دو ابروی پیوسته اش با دو عارضدو ماه نواست و دو بدر تمامش
۳
دل از سنگ سازد تن از سیم سازدکه سنگ رخام است در سیم خامش
۴
کسی که ز لعلش چشد آب حیواناگر درکشد باده بادا حرامش
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth