خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۹۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کاروان نواخت درای آهنگشب برکشید پرده نیلی رنگ
۲
عوا دلیل ره شد تا شعریسازد درون خیمه شب آهنگ
۳
خورشید در ترازو شد پنهانبی آنکه هیچ سنجد از او جو سنگ
۴
شد با نقوش زر تن و روی چرخآراسته چو کارگه ارژنگ
صفحهٔ ۱ از ۹