شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۹۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شد بردالعجوز از چرخ نازلزمستان دست سردی داشت بر دل
۲
نهاد آن دست را بر سینه خاکچو اندر سینه ترکان حمایل
۳
برات عاشقان بنوشت بر یخازیرا خسته اند از سعی باطل
۴
حکایت کرد نز افسانه با منمر آن دهقان دانشمند فاضل
صفحهٔ ۱ از ۴۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth