شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۳۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا به روز غدیر آن پریوش دلخواهچشاند شربتی از جام وال من والاه
۲
ز نور می به دلم پرتوی فروغ افکندکز او نبوده به جز پیر می‌فروش آگاه
۳
شنیدم آنچه کلیم از درخت طور شنیدو یا بلیلهٔ اسری ز حق رسول الله
۴
من از کشیدن می مست و اینت بوالعجبیکه بود ساغر باده از آن دو چشم سیاه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth