خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۴۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قصه گیسوی لعبتان طرازیاز شب یلدا فزوده شد به درازی
۲
عمر گرانمایه ای دریغ تلف شددر خم گیسوی لعبتان طرازی
۳
درد و دریغا که عاشقان وطن راعشق حقیقی، بدل شده به مجازی
۴
ما به سر زلف یار، بسته دل و خصمبسته دو بازویمان به حیلت و بازی
صفحهٔ ۱ از ۱۰