خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه عمر رفته دگر باره آید اندر دستنه تیر چون ز کمان جست آید اندر شست
۲
چو عمر رفته نیاید بدست آن بهترکه در حوادث آینده خفته باشی و مست
۳
ترا ز خواب چهل ساله ننگ و عار مباداز آن که دامن خوابت بمرگ در پیوست
۴
بخسب تا ببینی ز انقلاب زمانستاره ها شده تاریک و آسمانها پست
صفحهٔ ۱ از ۴