شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چکیده لعل معروق به صفحه سمنتو یا ز رشحه می سرخ گشته پیرهنت
۲
بطرف دامنت آلوده خون مگر صنماخدا نکرده گریبان گرفته خون منت
۳
شنیده ام که گلستان شده است لاله ستانز بسکه دست قدر لاله کاشت در چمنت
۴
عقیق سوده است از سیم ساده ریخت و یاعصاره گل سوری چکد ز نسترنت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth