خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۷۴ - حاجی ملک التجار در جواب نوشته و در دیوان ادیب ضبط است
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگار زن جلب پرور خرابست ای ادیبچشمه ای از دور اگر بینی سرابست ای ادیب
۲
خون احباب است اندر جام زهرآلود دهرمست پندارد که لبریز از شرابست ای ادیب
۳
ملک دیگرگون و کار ملک دیگرگون بودوعد ساعت را تو گوئی انترابست ای ادیب
۴
زین ثقیلان و گر آنجا نان جهان اندر ستوهخاک لرزان عالم اندر اضطرابست ای ادیب
صفحهٔ ۱ از ۲