خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش بدرالدوله را بوس از جبین برداشتمبا مژه از چهره خوی از زلف چین برداشتم
۲
دست اندر عروة الوثقای زلفش آختموز کمند گیسویش حبل المتین برداشتم
۳
پرده شرم از نگار مهربان یکسو زدمبرقع ناز از جمال نازنین برداشتم
۴
تا دو دستم بند شد بر گوشه دامان اودست از دامان خیرالمرسلین برداشتم
صفحهٔ ۱ از ۵