خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان ناطقه کوته کن ایشکسته قلمسیاه باش و خمش باش و سرنگون و دژم
۲
هنر مجوی که در شرق شد جهان تاریکسخن مگوی که در شرق شد هوا مظلم
۳
مخوان حدیث که شد کاخ عقل و دین ویرانمران چکامه که شد کار شاعری درهم
۴
فغان ز کوشش استاد و آرزوی پدردریغ از آن همه رنج فزون و راحت کم
صفحهٔ ۱ از ۲