خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدم میان کوچه پیر لبو فروشیبار لبو نهاده پشت دراز گوشی
۲
می گفت گرم و داغ است شیرین لبوی قندیوافکند از این ترانه اندر جهان خروشی
۳
طفلان پی چغندر باجهد و سرعت اندرچون صوفئی قلندر دنبال دیگجوشی
۴
ناگه درشکه خان از آن طرف گذر کردخان اندر او نشسته باکر و فرو جوشی
صفحهٔ ۱ از ۳