شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش آن بت سیمین لب آمد به بالینم همیبرداز نگاهی بوالعجب جان و دل و دینم همی
۲
بدرالدجی شمس الحقی در کار دادم رونقیزان پس که بودم بیدقی بنمود فرزینم همی
۳
چون برگ گل رخساره اش در دشت زرین باره اشروشن شد از نظاره اش چشم جهان بینم همی
۴
چون دید از جور و ستم افتاده ام در بحر غمبخشید آن زیبا صنم بر جان مسکینم همی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth