شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۷

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شنیدم چو ابوالقاسم مستکفی رااز پس متقی اقبال فرا برد به تخت
۲
قائد جیشش امیرالامراء توزون راگشت در تن رگ جان سست ز بیماری سخت
۳
چاره اش کرد هلال بن براهیم طبیبتا که به گشت و بر او داد زر و گوهر و رخت
۴
پیر فرزانه ازین جود چنان غمگین بودکه همی گفتی کوبند به مغزش یک لخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth