خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۲۰
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدهام چو سلیمان به تخت داد نشستخرد به درگهش استاد و چشم فتنه بخفت
۲
ز دور دید که گنجشک نر به جفت عزیزترانهخوان و سرود آنچنان که شاه شنفت
۳
من این رواق سلیمان توانم از منقارز جای کند و به دریا فکند و خاکش رفت
۴
به خشم شد شه و گنجشک بینوا چون یافتکه این حدیث شهنشه شنید و زان آشفت
صفحهٔ ۱ از ۲