خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۴۳
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه از بخت خویش مایوسمجاودان اندرین سرای سپنج
۲
روز تا شب بسان نرادانبا غم دل همی زنم شش و پنج
۳
استخوانیست پیکرم بی گوشتمانده بر جای چون شه شطرنج
۴
پیکرم را بود چو زلف بتانشکن و تاب و پیچ و چین و شکنج
صفحهٔ ۱ از ۳