شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

قصیدهٔ شمارهٔ ۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت کوچ است الرحیل ای دل ازین جای خرابتا ز حضرت سوی جانت ارجعی آید خطاب
۲
بال و پر ده مرغ جان را تا میان این قفسبر دلت پیدا شود در یک نفس صد فتح باب
۳
عقل را و نقل را همچون ترازو راست دارجهد کن تا در میان نه سیخ سوزد نه کباب
۴
چون ز عقل و نقل ذوق عشق حاصل شد تو رااز دل پر عشق خود آتش زنی در جاه و آب
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth