خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۵۶
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز قسطنطین به دارالمک ایران تاختهصیت دانش در صف کون و مکان انداخته
۲
گه چو ابر اندر بهاران خیمه بر دریا زدهگه چو سیل از کوهساران سوی صحرا تاخته
۳
در گلوی حق پرستان شهد رحمت ریختهبر سر اعدای دین شمشیر عدوان آخته
۴
شاد زی در پیشگاه شهریار حق شناسای به درگاه شهنشه سر ز پا نشناخته
صفحهٔ ۱ از ۳