خلوتی با عطار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه بر پستهٔ خندان تو دندان داردجان کشد پیش لب لعل تو گر جان دارد
۲
شکر و پستهٔ خندان تو میدانی چیستچشم سوزن که درو چشمهٔ حیوان دارد
۳
هرکه را پستهٔ خندان تو از دیده بشددیده از پستهٔ خندان تو گریان دارد
۴
لب خندان تو از تنگ دلی پر نمک استکه بسی زیر نمک پستهٔ خندان دارد
صفحهٔ ۱ از ۷