خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۲۲۵
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داورا ای که بهنگام مدیحت بورقبیزد از خامه مه و مهر و سهیل یمنم
۲
تا بحدیکه همه مدعیان پندارندمالک مرسله زهره و عقد پرنم
۳
تو همه ماهی و خورشیدی و ابری و نسیممن خزان دیده و پژمرده گلی در چمنم
۴
آفتابی که بگردون شده تابنده توئیسایه کافتد از آن، بر زبر خاک منم
صفحهٔ ۱ از ۴