شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۸ - بند هشتم

فرهنگ پارسی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آنکه گفتار ترا هوش و روان پاسخ بودوز آتش عشقت دلم تابنده چون دوزخ بود
۲
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلنبلبل به تقطیع رجز گویا به شاخ و شخ بود
۳
دوزخ شمر تاریک را و آن شولمن دوزخ بودمانندآباد ای پسر خود عالم برزخ بود
۴
پَروَز نژاد است و نَسَب بازیره یک حصه ز شبپَنَک است و اودس یک وجب فرسنگ خود فرسخ بود
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth