خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی رامرا گر زنده کردی، کشتی از رشکم جهانی را
۲
درین گلشن بود جای من ای گل، بلبلم، بلبل؛نه جغدم کو بهر ویرانه خوش کرد آشیانی را!
۳
دریغا گشت صرف مهربانی عمر و، نتوانمکه با خود مهربان سازم دل نامهربانی را
۴
بیابان محبت را، ندانم کیست خضر امشبکه ره گم کرده می بینم، ز هر سو کاروانی را
صفحهٔ ۱ از ۲