خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛ستمکشی است که یار ستمگری دارد
۲
بآن درخت، زیان یا رب از خزان مرساد؛که زیر سایه ی خود، مرغ بی پری دارد!
۳
ز شوق، دل چو کبوتر طپد بسینه مگرسراغ نامه ببال کبوتری دارد؟!
۴
شکایت از ستمت کی کنم؟ که بسته لبمشکایتی که ز جور تو دیگری دارد!
صفحهٔ ۱ از ۲