خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبودمن در خمار بودم و، می در سبو نبود
۲
پرسید: در دل تو ندانم چه آرزوست؟!غافل که در دلم بجز این آرزو نبود!
۳
جرم سگ تو نیست، گرت شب نبرد خواباو را مکش، که ناله ی من بود، ازو نبود!
۴
دوش آمدم که پای تو بوسم، ز بیم غیرراهی بخلوت توام از هیچ سو نبود
صفحهٔ ۱ از ۲