شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛چو مرغی کو جدا افتاده باشد از هم‌آوازش!
۲
همانا، نامهٔ قتل مرا آورده از کوییکه خون می‌ریزد از بال کبوتر وقت پروازش
۳
بر آن در شب ز غوغای سگان بودم به این خوشدلکه در بزمش چو غیری خنده زد نشنیدم آوازش
۴
به ظاهر از لبش خوردم فریب خنده، زین غافلکه پنهان خون مردم می‌خورد چشم فسون‌سازش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth