خلوتی با عطار
حکایت طوطی
حکایت طوطی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طوطی آمد با دهان پر شکردر لباس فستقی با طوقِ زر
۲
پشه گشته باشهای از فر اوهر کجا سرسبزیی از پر او
۳
در سخن گفتن شکرریز آمدهدر شکر خوردن پگه خیز آمده
۴
گفت: هر سنگیندل و هر هیچکسچون منی را آهنین سازد قفس
صفحهٔ ۱ از ۴