شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت طوطی

حکایت طوطی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طوطی آمد با دهان پر شکردر لباس فستقی با طوقِ زر
۲
پشه گشته باشه‌ای از فر اوهر کجا سرسبزیی از پر او
۳
در سخن گفتن شکرریز آمدهدر شکر خوردن پگه خیز آمده
۴
گفت: هر سنگین‌دل و هر هیچ‌کسچون منی را آهنین سازد قفس
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth