شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمیکنم گله، اما ز بیوفائی توبآن رسیده که آسان شود جدایی تو
۲
خدای داند و، آن کز تو شد چو من نومید؛که اعتماد نشاید بر آشنایی تو
۳
ز خلف وعده، برندی چو من برآری نام؛اگر چه شهره ی شهر است پارسایی تو
۴
غمم فزود ز عذر تغافل تو، دریغکه شد شکسته ترم دل ز مومیایی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth