خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگوییبگو به جز تو که گوید؟ تو محرم من و اویی!
۲
برو چو بوی گلت، سوی گلشنی بتماشا؛گلی که از چی او چشم بلبلی است نبویی
۳
دلم که بردی و بی قدرداریش، بود آن دلکه قدر دانیش آن دم، که گم کنی و بجویی
۴
دریغ و درد، که راز نهان غیر و تو را منز غیر پرسم و گوید، چوپرسم از تو، نگویی!
صفحهٔ ۱ از ۲