شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۲۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند روزی شد، که از من بی‌سبب رنجیده‌ایبهر قتلم، با رقیبان مصلحت‌ها دیده‌ای
۲
خجلتی داری، به سوی من نمی‌بینی؟! مگراینکه با خود دشمنت فهمیده‌ام، فهمیده‌ای؟!
۳
تا نماند از تو امیدی مرا، از غیر همچند روزی از برای مصلحت رنجیده‌ای
۴
از محبت نیست مقصودت، فریب مردم استاینکه احوال مرا، از دیگران پرسیده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth