خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۸ - خواجه ی نوکیسه
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی بخلوتی از چشم تنگ چشمان دورنه هوشیار و نه مست و نه خفته نه بیدار
۲
نشسته بودم و در سینه کینه یی نه ز کسنشسته بودم و بر لب شکایتی نه ز یار
۳
زبان بریده، ز ذکر جهان، مگر زدو ذکر؛قدم کشیده ز کار جهان، مگر زدو کار
۴
نخست، در طلب نعمت نیامده شکردگر ز خجلت جرم گذشته استغفار
صفحهٔ ۱ از ۶