خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۸ - و له قطعه
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشم که نسود دیده بر هماز فُرقت جان گزای هاتف
۲
تا روز ستاره میشمردمدر آرزوی لقای هاتف
۳
غافل که ز روشنی گرو برداز روی ستاره رای هاتف
۴
وصل هاتف، که کام جان بودمیخواستم از خدای هاتف
صفحهٔ ۱ از ۶