خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۴۷ - قطعهٔ سرو
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رسته از شکفتگی قد و خد توبر طرف باغ گل، به لب جویبار سرو
۲
امروز، از نهال تو ریزان بر کرمدر هیچ عهد اگر چه نیاورده بار سرو
۳
سال گذشته، رفت سخن اینکه سالهاستتا برگرفته سایه ی خود زین دیار سرو
۴
گفتی که: باغبان من آن نخل بند چیندر صحن باغ کاشته پیرار و پار سرو
صفحهٔ ۱ از ۳