خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۰ - و له قطعه
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بسا خشم، که صد لطف عیان است ازوای بسا لطف، که صد زخم نهان شد در وی
۲
روی در هم کشم، از بوسهٔ شیرین لب یارهمچو مستی که کشد رو به هم از تلخی می
۳
بشکر خنده گشایم دهن از دیدن غیرهمچو آن شیر که روباه ببیند از پی
صفحهٔ ۱ از ۱