شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت یعقوب و فراق یوسف

حکایت صعوه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون جدا افتاد یوسف از پدرگشت یعقوب از فراقش بی‌بصر
۲
موج می‌زد بحر خون از دیدگانشنام یوسف مانده دائم در زفانش
۳
جبرئیل آمد که هرگز گر دگربر زفان تو کند یوسف گذر
۴
محو گردانیم نامت بعد ازیناز میان انبیا و مرسلین
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth