خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۳۴ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم ز شیبانیان غیورمگر ارقم بن کلیب از غرور
۲
بشورید بر معن بن زایدهزیان دید از آن کار بیفایده
۳
بیازید چون بر زبر دست دستز دست زبردست دستش شکست
۴
هنوز آتش کینشان بود گرمبرافروخت رخسار ارقم ز شرم
صفحهٔ ۱ از ۵