خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۴۶ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخیلی شنیدم یکی روز، چاشتبدستار خوان نان، عسل نیز داشت
۲
شنید از در خانه آواز پاینماندش دل از بیم مهمان بجای
۳
ز خوان زود برداشت نان وز کسلنشد فرصتش تا رباید عسل
۴
مگر بود آسوده زین فکر و بسکه بی نان عسل خود نخورده است کس
صفحهٔ ۱ از ۱۱