خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۲ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که بدخو زنی بد کنششبی کرد مر شوی را سرزنش
۲
که چند از تو منزل نسازم جداچو هم قلتبان بینمت هم گدا
۳
از آن زن چو این سرزنش را شنفتبزیر لب آن مرد خندید و گفت
۴
که: آمد دو عیبم بچشمت عیانولی نیست جرمی مرا در میان
صفحهٔ ۱ از ۲