خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دلم جلوه نما یا شمری فرسنگ استپیش یک جلوه ی تو عرصه ی عالم تنگ است
۲
سنگ بردار که در جام علایق زهر استجام بگذار که در دست حوادث سنگ است
۳
پا بسر تا ننهی سر ننهی بر در دوستطی این راه مپندار که با فرهنگ است
۴
تا تو بیرون نروی دوست نگنجد بدروننه همین دیده که دل در خور جاهش تنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲