خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که نوبت مستی عشق و شرب مدام استاز آتشی نه زآبی که در صراحی و جام است
۲
بدان شمایل دلکش اگر ببزم خرامدحدیث ناصح مشفق بیک نگاه تمام است
۳
نوید وصل دلم میرسد ز عارض و زلفشکه شب مصاحب روز است و صبح در بر شام است
۴
بطاق میکده دیدم کتابه ای که: برندانغم و سرور جهان، مهر و کین خلق، حرام است
صفحهٔ ۱ از ۳