شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیستکه بر او دیده ی خونین و رخ زردی نیست
۲
خرم آن کس که برویش ز رهت گردی هستوانکه بر دل، دگر از هیچ رهش گردی نیست
۳
عقل در کشمکش نفس درنگی نکنداین دغل را بجز از عشق هماوردی نیست
۴
پا بدامن کش و از جان و جهان دست بداردوست جویان را حاجت بجهانگردی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth