خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نه آن غرقه که از بحر برندش به کنارمن نه آن تشنه که سیراب کنندش ز فرات
۲
تشنه ی تشنگیم عشق چه هجران چه وصالدلخوش از بندگیم لابعطاء وصلات
۳
منظری وجهک فی کل صباح و مسامنطقی ذکرک فی کل عشاء غدات
۴
جور کن جور که بر مهر تو کردست یقینحاش لله که نشاط از تو برنجد زجفات
صفحهٔ ۱ از ۲