خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمدنوبت رحمت و فضل و کرم و داد آمد
۲
خجل آن بنده که از بند تو آزادی جستخرم آن صید که از قید تو آزاد آمد
۳
در وفای تو زهی شکر که سر رفت بخاکدر هوایت چه غم از دست که بر باد آمد
۴
خردسالی که فروغ رخش از نور خداستچه عجب بر وی اگر خرده بر استاد آمد
صفحهٔ ۱ از ۲